پرستش آزادگان
عبادت کنندگان در نظر حضرت علی (علیه السلام)
امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «ان العبّاد او العبادة، كان ثلاثة: قومٌ عبدواللّه، خوفاً، فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدواللّه تبارك و تعالي طلب الثواب، فتلك عبادة الاجراء، و قومٌ عبدواللّه تبارك و تعالي حبّا له، فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة»(1) يعني پرستش و يا پرستش كنندگان سه گروه است، گروهي خداوند را از ترس مي پرستند، پس اين پرستش بندگان است، گروهي خداوند تبارك و تعالي را براي رسيدن به پاداش مي پرستند، پس اين پرستش مزدوران است، و گروهي خداوند را از روي محبت مي پرستند، و اين پرستش آزادگان است، و اين از همه پرستش ها برتر است. و در نهج البلاغه همين حديث آمده لكن به جاي كلمه «حباً» واژه «شكراً» آمده است.(2)
شايان ذكر است كه عبادت به هر كدام از اقسام ياد شده در حديث ارزشمند است، به همين جهت در آموزه هاي ديني در برابر عبادت ها پاداش هاي آن نيز مطرح شده است، پس عبادت حتي اگر از نوع عبادت از روي ترس و يا طمع در بهشت هم باشد ارزشمند است.
اما اين كه عبادت احرار يا عبادت از روي سپاس و محبت چيست؟
قبل از تبيين ماهيت عبادت سپاسي، بايد درباره چيستي و ماهيت خود سپاس و تشكر، به اختصار توضيح داده شود. درباره ماهيت شكر سخن بسيار است، از جمله درباره شكر گفته اند: حقيقت شكر آن است كه از نعمت هايي كه براي انسان آفريده شده در جهت درست استفاده شود. يكي از نعمت هاي بزرگ الهي براي انسان، نعمت عبوديت و بندگي خداوند است. انسان تا مي تواند بايد تلاش كند كه از اين نعمت به صورت كامل و شايسته استفاده كند. يعني اولاً اهل بندگي و عبوديت باشد، ثانياً تاجرانه و يا از روي ترس عبادت نكند. بلكه از روي محبت و عشق و براي سپاس خداوند و براي بجا آوردن شكر عملي در برابر خداوند عبادت كند، اين نوع عبادت بهترين مصداق شكر و كامل ترين عبادات است. چون بندگي انسان را خالصانه و به عنوان سپاس الهي نشان مي دهد.(3)
و هم چنين گفته شده، شكر عبارت است از قدرداني نعمت مُنعِم و آثار اين قدرداني در هر كدام از شئون وجودي به گونه اي خاص ظهور مي كند. مثلاً آثار شكر در قلب عبارت از خضوع و خشوع و محبت است، و در زبان ثناء و مدح و حمد، و در جوارح، اطاعت و استعمال جوارح و امثال آن. و مرتبه متعالي شكر عبارت از نفس معرفت با قلب است و اظهار آن معرفت در زبان و عمل، بلكه خود حالت نفساني كه اثر معرفت منعِم است.(4)
براي مشخص شدن ماهيت و چيستي عبادت حبّي و سپاسي، در ابتداء بايد گفت:
اولاً: اساساً عبادت و پرستش خداوند در واقع، كامل ترين جلوه گاه آزادي انسان از قيد اسارت و هواهاي نفساني است. و عبد از نظر لغت، به انساني گفته مي شود كه سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده اش تابع ارادة او و خواستش تابع خواست او است. در برابر او مالك چيزي نيست و در اطاعت او هرگز سستي به خود راه نمي دهد. به تعبير ديگر، عبوديت آن گونه كه در متون ديني آمده، اظهار آخرين درجة خضوع در برابر معبود است و به همين دليل تنها كسي مي تواند، معبود باشد كه نهايت سزاواري و شايستگي هر نوع كمال از آن او بوده و تمام نعمت هايي كه به انسان مي رسد از او باشد. انسان وقتي در برابر چنين وجودي، نيايش و كرنش و خضوع و عبادت مي كند، به طور يقين يا از روي محبت و عشق است و يا از روي سپاس گزاري از آنچه فيض، رحمت، نعمت و مانند آن است. لذا عبوديت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعي، يعني كمال مطلق نينديشد، جز در راه او گام بر ندارد و هر چه غير او است فراموش كند. حتي خويشتن را فراموش نمايد و اين گونه عبادت است كه هدف آفرينش را تأمين خواهد كرد.(5) اين گونه بندگي و پرستش، در واقع نمودار سپاس گزاري از حق بوده و نشان دهنده محبت و عشق بنده به خداوند است. اما اگر عبادت در همان آغاز از روي ترس يا طمع صورت بگيرد، گرچه مطلوب است، اما كامل و ايده ال نخواهد بود. اين كلام نغز حافظ در اين باره بسيار زيبا است كه مي گويد:
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بنده پروري داند
ثانياً: اگر بندگي و عبادت، از اول بر اساس طمع در نعمت دنيايي و آخرتي باشد، عبادت مزدورانه است. اما اگر انسان بر اساس فرهنگ وحياني عمل كند. يعني مطالعه آثار الهي و نعمت هاي او، انسان را وادار نمايد كه از روي سپاس آن همه نعمت، خدا را عبادت نمايد. همان عبادت سپاسي خواهد بود.
با توجه به اين بيان معلوم مي شود كه عبادت سپاسي، بعد از توجه به نعمت و شناخت نعمت و در مقام شكرگزاري از نعمت ها انجام مي شود. برخلاف عبادت مزدورانه كه در همان آغاز از روي طمع صورت مي گيرد.
ثالثاً: در آيه ديگر، درباره عبادت سپاسي و پرستش از روي شكرگزاري آمده است: انّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقاً فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدوه و اشكرواله(6) يعني كساني را كه غير از خدا پرستش مي كنيد مالك رزق شما نيستند، روزي را نزد خدا بطلبيد و او را پرستش كنيد و شكر او را بجا آوريد. از اين آيه بدست مي آيد كه انگيزه برخي عبادت ها و يا اساساً انگيزه عبادت ها، حس شكرگزاري در مقابل مُنعِم حقيقي است، و هر انساني كه مي داند نعمت از آن خدا است و اوست كه نعمت مي دهد، تنها او را عبادت مي كند و از او شاكر است، پس عبادت شاكرانه است كه بهترين و كامل ترين نوع عبادت ها محسوب مي شود.(7)
رابعاً: از آن جا كه عبادت شاكرانه در واقع از روي عشق و اخلاص و محبت صورت مي گيرد و هيچ گونه شائبة ترس و طمع در ميان نيست، به همين جهت در بعضي روايات به جاي «شكر» سخن از «حبّ» است، يعني عبادت عاشقانه كه تنها از روي دل دادگي و عشق به خدا و سپاس او انجام مي گيرد.
پی نوشت:
1. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، بيروت، نشر دارالحياء تراث العربي، 1391 ش، ج 1، ص 45، ابواب مقدمات العبادت، باب 9، ح1.
2. نهج البلاغه، کلمات قصار، 237.
3. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1379 ش، ج15، ص416، ج11، ص186، ج10، ص280، ج 18، ص51، ج 16، ص148.
4. موسوي خميني، سيد روح الله، چهل حديث، نشر مؤسسه آثار امام، 1378 ش، ص 345 ـ 346.
5. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دارالکتب الاسلاميه، 1379 ش، ج 22، ص 378.
6. عنکبوت: 17.
7. تفسير نمونه، همان، ج 16، ص233
حوزه نت
متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
خطبه غدیریه
بخش اول: حمد و ثنای الهی
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.
کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی کُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.
جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.
کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم.
دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.
فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَکْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.
و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.
پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او بازمی گردد.
و گواهی می دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردی شب را به روز و پردی روز را - که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندی هر ستمگر سرکش و نابودکنندی هر شیطان رانده شده.
لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.
یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.
اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی کُلِّ حالٍ)
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندی دعا و افزایندی عطا، بر شمارندی نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.
نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).
بررسی موانع تولید داخلی و استفاده از کالای ایرانی و راههای مقابله با آن
عنوان مقاله: بررسی موانع تولید داخلی و استفاده از کالای ایرانی و راههای مقابله با آن
نگارنده: الهه نوبخت
چکیده:
اقتصاد یکی از زیر ساختهای اساسی زندگی بشری است و زیربنای اصلی اقتصاد یک کشور، خود کفایی در تولید نیازهای جامعه است. همواره اسلام بر کار و تولید پویا تاکید داشته است و از مسلمانان می خواهد برای حفظ استقلال، اقتصاد قوی داشته باشند، اگر اقتصاد مسلمانان دچار بحران شود دشمن با اهرم تحریم و فشار می تواند به اهداف خویش دست پیدا کند.
با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر تولید ملی، و در این میان نامگذاری سال ۹۷ به عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» ضرورت دارد تا مردم و مسئولین به سمت رونق و گسترش تولید ملی به عنوان یکی از پایههای اقتصاد مقاومتی حرکت نمایند. بر این اساس نوشتار حاضر درصدد است به بررسی برخی موانع تولید داخلی و کالای ایرانی و راههای مقابله با آن بپردازد.
در کشور موانع متعددی بر سر تولیدات داخلی وجود دارد که با اتخاذ صحیح از سوی دولت و مسئولان و همکاری مردم می توان آن ها را مرتفع نمود. از مهم ترین موانع تولید داخلی می توان به مشکلات ساختاری کشور که به تولید کنندگان داخلی هزینه سنگین تحمیل میکنند اشاره نمود، ورود غیر قانونی کالاهای خارجی از مرز، واردات کالاها و مصرف کالاهای خارجی، اخذ مالیات ها، نوسانات نرخ ارز، بهره بانکی بالا که متاسفانه به ضرر تولید کنند میباشد و مهمترین عوامل استفاده از کالای خارجی میتوان به تولیدات بی کیفیت تولید کنندگان و همچنین عدم توجه به خواسته مشتری و سلایق آنها، عدم ارائه محصولات جدید، قیمت بالای کالای داخلی و … برشمرد. راهکار های اصلی برطرف نمودن موانع تولید و حمایت از تولیدکنندگان داخلی و کالای ایرانی میتوان به اتخاذ یک سیاست صنعتی (رشتهفعالیتهای مزیتدار آتی یا راهبردی کشور) که مورد اجماع نظر تمام دولت و همچنین مجلس باشد و در دوره ی میانمدت از ثبات حمایتی برخوردار باشد، برای تولیدکنندگان اشاره نمود، حمایت دولت و مسئولین از ابداعات و اختراعات متخصصان در کشور، کنترل مرزها به عنوان مبدأ ورود کالای خارجی و قاچاق، کاهش هزینه تولید، فرهنگ سازی و ترغیب مردم به خرید کالای ایرانی، بازنگری در اخذ مالیات از تولیدکنندگان و… نیز میتواند در اقتصاد کشور راهگشا باشد.
واژگان کلیدی: تولید، کالای ایرانی، موانع تولید داخلی
امام زمان عج و انتقام از قاتلان امام حسین ع
امام زمان (عج) چگونه از قاتلان امام حسین (ع) که مرده اند، انتقام می گیرد؟
✅ انتقام گیری امام زمان (عج) مفهومی است که در متون دینی مکرر ذکر شده است. در حدیثی قدسی بیان شده که: مهدى آخر امامان، كسى است كه دین مرا نصرت مى دهد و دولت مرا در میان مردم مستقر مى سازد و من بوسیله او از دشمنانم انتقام مى كشم.[۱]
و در بعضی از متون ذکر شده که این انتقام گیری، از دشمنان و قاتلان امام حسین (ع) نیز می باشد. از جمله در زیارت عاشورا (فاسأل الله… أن یرزقنی طلب ثارک مع إمامٍ منصورٍ - و اسئله… أن یرزقنی طلب ثاری [کم] مع امامٍ مهدیٍّ) و در دعای ندبه (أین الطّالبُ بِدَمِ المَقتولُ بکربلا).
و درباره کیفیت این انتقام گیری باید گفت که اگر منظور انتقام گرفتن از قاتلان امام حسین (ع)، انتقام از کسانی است که در کربلا حاضر بوده اند، این انتقام تنها با رجعت محقق می شود. یعنی مردگان زنده شده و در نزاع حق و باطل، اصحاب کفر سرکوب می شوند. و رجعت مطلبی حق است که آیات قرآنی نیز آن را تائید می کند. و از مسلمات عقیده شیعه است.
ر.ک:
آیا به مسأله رجعت درقرآن اشاره شده است؟
رجعت چیست؟
اما با توجه به اینکه بین رجعت و ظهور فاصله است، منظور از انتقام امام زمان (عج) از قاتلان امام حسین (ع) در این نوع انتقام نیست. که مردگان از قبر بیرون آیند و قصاص شوند.
بلکه انتقام امام زمان (عج)، انتقام از یزیدیان و سیره و منش آنهاست که در طی تاریخ استمرار داشته و در مقابل حق، صف آرائی کرده است.
و حدیثی از امام رضا (ع) نیز این مطلب را تائید می کند. عبد السّلام بن صالح هروىّ گوید: به حضرت رضا علیه السّلام عرض كردم: نظرتان در باره این حدیث كه از امام صادق علیه السّلام روایت شده است، چیست، كه حضرت فرمودهاند: زمانى كه قائم علیه السّلام قیام كند فرزندان قاتلان حسین علیه السّلام را بخاطر كردار پدرانشان خواهد كشت؟ حضرت فرمودند: همین طور است،
عرض كردم پس معنى این آیه چیست: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى[انعام/۱۶۴] هیچ كس بار گناه دیگرى را به دوش نخواهد كشید؟»
فرمودند: خداوند در تمام گفتارهایش درست گفته است، لكن فرزندان قاتلان حسین علیه السّلام از كردار پدرانشان راضى هستند و به آن افتخار مى كنند و هر كس از كارى راضى باشد مثل كسى است كه آن را انجام داده، و اگر كسى در مشرق كشته شود و دیگرى در مغرب از این قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شریك خواهد بود، و قائم علیه السّلام در هنگام قیام خود، بخاطر رضایتشان از كردار پدران، ایشان را خواهد كشت.[۲]
[۱]. الجواهر السنیة-كلیات حدیث قدسى، ص ۴۲۹ ، الباب الثانی عشر.
[۲]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۱، ص: ۲۷۳. مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
#مهدویت
ثواب فرو بردن آب دهان باحترام مسجد
ثواب من رد ريقه تعظيما لحق المسجد
ثواب فرو بردن آب دهان باحترام مسجد
حديث : 1
ابى رحمه الله حدثنا عبدالله بن جعفر الحميرى عن السندى بن محمد عن محمد بن سنان عن طلحه بن زيد عن جعفر بن محمد عن ابيه عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله من رد ريقه تعظيما لحق المسجد جعل الله ريقه صحه فى بدنه و عوفى من بلوى فى جسده .
ترجمه :
1. امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مى نمايد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: كسى كه با احترام مسجد آب دهان خود را فرو برد، خداوند اب دهانش را عامل سلامتى بدنش گردانيده و به بدن او اسيبى نخواهد رسيد.
حديث : 2
ابى رحمه عن عبدالله بن جعفر عن احمد بن محمد عن محمد بن حسان عن ابيه من عبدالله سنان عن ابى عبدالله عليه السلام قال من تنخع فى مسجد ثم ردها فى جوقه تمر بداء الا ابراته .
ترجمه :
2. امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه خلط خود را فرو برد و آن را در مسجد نريزد، به دردى نمى رسد، مگر اين كه آن را درمان مى كند.
ثواب خشك كردن آب وضو با حوله و ترك آن
ثواب التمندل و ترك التمندل بعد الوضوء
ثواب خشك كردن آب وضو با حوله و ترك آن
حديث : 1
ابى رحمه الله حدثنا سعد بن عبدالله عن سلمه بن الخطاب عن ابراهيم بن محمد الثقفى عن على بن معلى عن ابراهيم بن محمد بن حمرآن عن ابيه عن ابى عبدالله عليه السلام قال من توضا و تمندل كتبت له حسنه و من توضا و لم يتمندل جحتى يجف وضووه كتبت له ثلاثون حسنه .
ترجمه :
1. امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه وضو مى گيرد و با حوله خشك كند، يك حسنه براى او نوشته مى شود و كسى كه وضو بگيرد و صبر كند تا دست و رويش خود خشك شوند، سى حسنه براى او نوشته مى شود.
ثواب بردن نام خدا به هنگام وضو
ثواب من ذكر اسم الله عزوجل على وضوئه
ثواب بردن نام خدا به هنگام وضو
حديث : 1
حدثنى جعفر بن محمد بن مسرور رضى الله عنه قال حدثنى الحسين بن محمد بن عامر عن عمه عبدالله عامر عن محمد بن اسماعيل عن على بن الحكم عن داود العجلى عن ابى بصير عن ابى عبدالله عليه السلام قال من توضا فذكر اسم الله طهر جميع جسده و كان الوضوء الى الوضوء كفاره لما بينهما من الذنوب و من لم يس لم يطهر من جسده الا ما اصابه الماء
ترجمه :
1. امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را ببرد، تمام بدنش پاك مى شود و اين كار كفاره گناهان بين دو وضو خواهد بود. و كسى كه نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش كه آب به آن مى رسد پاك مى شود.
حديث : 2
حدثنى محمد بن الحسن رضى اله عنه قال دثنى محمد بن الحسن الصفار عن معاويه بن حكيم عن عبدالله بن المغيره عن عبدالله بن مسكان عن ابى عبدالله عليه السلام قال من ذكر الله على وضوئه فكانما اغتسل .
ترجمه :
2. امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه هنگام وضو نام خدا را بر زبان جارى كند، گويا غسل كرده است .
ثواب گفتن (لا اله الا الله )
ثواب من قال لا اله الا الله
ثواب گفتن (لا اله الا الله )
حديث : 1
محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى الفقيه مصنف هذا الكتاب قال حدثنى ابى رحمه الله قال حدثنى سعد عبدالله قال حدثنى احمد بن هلال عن احمد بن صالح عن عيسى بن عبدالله من ولده عمر بن على عن آبائه عن ابى سعديد الخدرى عن النبى صلى الله عليه و آله قال قال الله عزوجل لموسى بن عمران يا موسى لو آن السماوات و عامريهن عدى و الارضين السبع فى كفه و لا اله الا الله فى كفه مالت بهن لا اله الا الله .
ترجمه :
1…. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى به عمران فرمودند: اى موسى ! براستى كه اگر آسمانها و ساكنان آن كه نزد من هستند و زمينهاى هفتگانه را در يك كفه گذاشته و (لا اله الا الله ) (2) را در كفه ديگرى بگذارند. (لا اله الا الله ) سنگينتر از آنها خواهد بود.
حديث :2
ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد بن عيسى عن الحسين بن سيف عن اخيه على عن ابيه قال حدثنى الحجاج بن ارطاه قال حدثنى ابوالزبير عن جابر بن عبدالله عن النبى صلى الله عليه و آله قال الموجبتان من مات يشهد آن لا اله الا الله دخل الجنه و من مات يشرك بالله دخل النار.
ترجمه :
2…. پيامبر صلى الله عليه و آله فر مودند: دو چيز عامل دو چيز است : كسى كه بميرد در حالى كه گواهى مى دهد كه خدايى جز خداى يگانه نيست ، واردبهشت مى شود و كه بميرد در حالى كه شريكى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.
حديث : 3
و بهذاالاسناد عن الحسين بن سيف عن ابيه عن عمرو بن شمر عن جابر عن ابى جعفر عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقنوا موتاكم لا اله الا الله فانها تهدم الذنوب فقالوا يا رسول الله فمن قال فى صحته فقال ذاك اهدم و اهدم و اهدم . آن لا اله الا الله انس المومن فى حياته و عن موته و حين يبعث و قال رسول الله صلى الله عليه و آله قال جبرئيل يا محمد لو تراهم حين يبعثون هذا مبيض وجهه ينادى لا اله الا الله و الله اكبر و هذا مسود وجهه ينادى يا ويلاه يا ثبوراه .
ترجمه :
3. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: (لا اله الا الله ) را به مردگان خود تلقين كند، زيرا كگناهان را از بين مى برد گفتند: اى رسول خدا! كسى ككه آن را در حال سلامتى بگويد، چه حكمى دارد؟ فرمودند: اين (ذكر) گناهان را در هر حال از بين مى برد و از ين مى برد و از بين مى برد. براستى كه (لا اله الا الله ) انس مؤ من در زندگى ، مرگ و بر انگيختن اوست . نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه جبرييل گفت : اى محمد! كاش آنها را به هنگامى كه بر انگيخته مى شوند، مى ديدى كه يكى با روى سفيد مى گويد: (لا اله الا الله ) و ديگرى با روى سياه مى گويد: (واى بر ما كه نابود شديم .)
حديث : 4
و بهذاالاسناد عن الحسين بن سيف عن ابيه عن عمروبن جميع رفعه الى النبى صلى الله عليه و آله قال ثمن الجنه لا اله الا الله .
ترجمه :
4… پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: بهاى بهشت (لا اله الا الله ) است .
حديث : 5
ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن هلال عن الفضيل بن عبدالوهاب عن اسحاق بن عبدالله عن عبيدالله بن الوليد رفعه قال قال النبى صلى الله عليه و آله من قال الا اله الا الله غرست له شجره فى الجنه من ياقوته حمراء منبتها فى مسك ابيض احلى من العسل و اشد بياضا من الثلج و اطيب ريحا من المسك فيها ثمار امثال اثداء الابكار تفلق عن سبعين حله .
ترجمه :
5…. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : كسى كه (لا اله الا الله ) بگويد، در بهشت در زمينى كه از مشك سفيد است ، درختى از ياقوت سرخ براى او كاشته مى شود كه شيرينتر از عسل ، سفيدتر از برف و خوشبوتر از مشك است . ميوه هاى آن همانند پستانهاى دخترآن باكره بوده و (آن قدر درخشنده است كه ) از پشت هفتاد پرده نمايان است .
حديث : 6
ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله قال حثنا احمد بن محمد بن عيسى و ابراهيم بن هاشم و الحسن بن على الكوفى عن عمرو بن شمر عن جابر بن يزيد الجعفى عن ابى جعفر عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله ليس شى الا و له شى يعدله الا الله عزوجل فانه لا يعدله شى و لا اله الا الله فانه لا يعدلها شى و دمعه من خوف الله فانه ليس لها مثقال فان سالت على وجهه لم ير هقه قتر و لا ذله بعدها ابدا. ترجمه :
6. … امام محمد باقر عليه السلام فر مود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هر چيزى هموزنى دارد، مگر خداوند. (لا اله الا الله ) كه هموزنى ندارند و قطره اشكى از ترس خدا كه با هيچ وزنى قابل اندازه گيرى نيست و اگر اين اشك بر صورت او جارى شود، هيچ گاه ندارى و خوارى را نخواهد ديد.
حديث : 7
. و بهذاالاسناد عن جابر عن ابى الطفيل عن على صلوات الله عليه قال ما من عبد مسلم يقول لا اله الا الله الا صعدت تخرق كل سقف لا تمر بشى من سيئاته الا طلستها حتى تنتهى الى مثلها من الحسنات فتقف .
ترجمه :
7. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمودند: هيچ بنده مسلمانى نيست كه بگويد (لا اله الا الله )، مگر اين كه بالا رفته و هر سقفى را مى شكافد و به هيچ كدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر اين كه آن را پاك مى كند تا اين كه به خوبيهايى همانند خود برسد و بايستد.
حديث : 8
حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن هلال عن ابن فضال عن ابى حمزه الثمالى قال سمعت ابا جعفر عليه السلام يقول ما من شى اعظم ثوابا من شهاده آن لا اله الا الله لان الله تعالى لا يعدله شى و لا يشركه فى الامر احد.
ترجمه :
8. … امام باقر عليه السلام فرمودند: ثواب هيچ چيزى بيشتر از گواهى به ( لا اله الا الله ) نيست . زيرا خداوند همتايى نداشته و در امر خود هيچ كسى با او شريك نيست .
حديث : 9
ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن ابى عبدالله قال حدثنى ابو عمران العجلى قال حدثنا محمد بن سنان قال حدثنا ابوالعلا ء الخفاف قال حدثنا عطيه العوفى عن ابى سعيد الخرى قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله ما قلت و لا قال القائلون قبلى مثل لا اله الا الله .
ترجمه :
9-.. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: نه من و نه گويندگان قبل از من ، همانند (لا اله الا الله ) نگفته ايم .
حديث : 10
حدثنى محمد بن على ماجيلويه رضى الله عنه عن على بن ابراهيم عن ابيه عن النوفلى عن السكونى عن ابى عبدالله عليه السلام عن آبائه عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله خير العباده قول لا الا الا الله .
ترجمه :
10-… امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: بهترين عبادت گفتن (لا اله الا الله ) است .
حديث : 11
حدثنى محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنى على بن الحسين السعد ابادى عن احمد بن ابى عبدالله قال حدثنى ابو عمران العجلى رفعه قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله ما من مؤ من يقول لا اله الا الله الا محيت ما فى صحيفته من سيئات حتى تنتهى الى مثلها من حسنات .
ترجمه :
11-… رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: مومنى نيست كه بگويد (لا اله الا الله ) مگر اين كه گناهان كارنامه اش پاك شده و اين عمل در كنار خوبيهاى همانند خود قرار مى گيرد.
حديث : 12
حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه قال حدثنى محمد بن الحسن الصفار عن البرقى عن الحسين بن سيف عن اخيه على عن المفضل بن صالح عن عبيد بن زراره قال قال ابو عبدالله عليه السلام قول لا اله الا الله ثمن الجنه .
ترجمه :
12… امام صادق عليه السلام فرمودند: گفتن (لا اله الا الله ) بهاى بهشت است .
حديث : 13
. و بهذاالاسناد عن احمد عن الحسن بن على بن يقطين عن محمد به سنان عن حماد بن عثمان و خلف بن حماد جميعا عن ربعى عن فضيل قال سمعته يقول اكثروا من التهليل و التكبير فانه ليس شى احب الى الله من التكبير و التهليل .
ترجمه :
13. امام صادق عليه السلام فرمودند: زياد بگوييد (لا اله الا الله ) و (الله اكبر) (3). زيرا خداوند هيچ چيزى را بيش از گفتن (الله اكبر) و (لا اله الا الله ) دوست ندارد.
راز یک فریب (بهترین کتاب در مورد حجاب هدیه به دوستان)
مخاطبان این کتاب با موضوعاتی نظیر حجاب؛ آغاز یک راه، شنیدنیهای زنان خیابانی، پیدا بودن یک تار مو!، حجاب؛ میوه شناخت، آفات خوشبختی، زن؛ برتر یا کمتر از مرد و یا مشابه؟، حجاب؛ تأکید بر حق متفاوت بودن زن با مرد، گفتوگو با دختران در کالیفرنیا، خصوصیات زنان، حجاب و حفظ کدام شخصیت؟، حیای پسندیده و شرم ناپسند، رابطه حجاب زن و غیرت مرد، عوامل سلب آزادیها!، گفتوگوی آزادی با دختران سوئدی، پوشش زنان و مهار مردان، طرحهای رهاییبخش برای زنان و مردان، جداسازی مدارس دخترانه و پسرانه در آمریکا، فروپاشی خانواده، اعتیاد، ناپاکی و اشتغال زنان، از ریاست خانه به استخدام کارخانه و فروش و قاچاق جهانی زنان آشنا میشوند.
یوسف غلامی، نویسنده کتاب «راز یک فریب» با اشاره به تحقیقات هجده ساله خود درباره رفتارهای اجتماعی دختران و زنان و تحقیق و نظرسنجی در این باره و گفتگو با شماری از زنان بی حجاب مسلمان و غیرمسلمان گفت: پس از این همه سال، تصوّر می کنم تا فردی به دانش جامعه شناسی و روان شناسی آشنا نباشد و نیز اظهار نظرهای خانم های بی حجاب را نشنیده و کتاب هایی که درباره حجاب است نخوانده باشد، بهتر است در این باره به خلق اثری نپردازد و نظریه پرداز حجاب نباشد.
این پژوهشگر حوزه مطالعات زنان و خانواده با بیان اینکه مشکل رفتارهای اجتاعی دختران و زنان، کمبود کتاب درباره حجاب نیست، بلکه فراوانی کتابهایی است که اغلب حرفهای تکراری، نگاه محدود و ادبیات بیگانه با روحیات مخاطب دارند، خاطرنشان کرد: مخاطب من در این کتاب، هر فردی است که بخواهد اندکی از راز پوشش زن را بداند و به فریب کاری غرب پی ببرد.
منبع: https://www.mehrnews.com