راه کارهای مقابله با تجمل گرایی
راه کارهای مقابله با تجمل گرایی
تجمل گرایی گرایش به تجملات و یکی از آسیب های اجتماعی و یک بیماری روان شناختی است. حرکت در مسیر اعتدال در زندگی کمی سخت است و گاهی پیش می آید که افراد راه افراط را پیش می گیرند و به بهانه های مختلف رو به تجمل می آورند. در این نوشتار به بررسی پی آمدهای تجمل گرایی خواهیم پرداخت.
راهکار اول: گسترش فرهنگ اعتقاد به رزق مقسوم
اساسی ترین گام در رفع تجمل گرایی و اشرافی گری در جامعه این است که روزی دهنده را خداوند بدانیم و روزی را فقط از او بخواهیم. خداوند در قرآن می فرماید:
«وَ مَا مِن دَابَّةٍ فی الْأَرْضِ إِلَّا عَلی اللَّهِ رِزْقُهَا»، هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر این که روزی او بر خداست».
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید قول خداوند که می فرماید: «إِلَّا عَلی اللَّهِ رِزْقُهَا» بر وجوب رزق بر خداوند دلالت می کند و بارها در قرآن آمده است که رزق، از افعال مختص خداوند است و اینکه آن حقی برای خلق نسبت به خداوند است. انسان با اندیشیدن در این آیه باید به این یقین برسد که خداوند هرگز هیچ مخلوقی را بدون روزی نمی گذارد و رزق او هم مانند همه آفریده ها، بر عهده خداوند است و خداوند روزی همه جنبندگان روی زمین را، تضمین کرده است.
همچنین قرآن می فرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ »؛ «هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می سازد و او را از جایی که گمان ندارد و به حساب نمی آورد، روزی می دهد». در تفسیر المیزان در شرح این آیه آمده است: «هر کس از محرمات الهی به خاطر خدا و ترس از او بپرهیزد و حدود او را نشکند و حرمت شریعتش را هتک ننموده، به آن عمل کند، خدای تعالی برایش راه نجاتی از تنگنای مشکلات زندگی فراهم می کند و از همسر و مال و هرچیز دیگری که مایه خوشی زندگی او و پاکی حیاتش باشد، از راهی که او هم احتمالش را ندهد و توقعش را نداشته باشد، روزی می فرماید. پس مؤمن این ترس را به خود راه ندهد که اگر از خدا بترسد و حدود او را محترم بشمارد و به این جهت از آن محرمات کام نگیرد، زندگی اش تأمین نشده و به تنگی معیشت دچار گردد. نه، این طور نیست. برای اینکه رزق از ناحیه خدای تعالی ضمانت شده و خدا قادر است که از عهده ضمانت خود برآید».
امام صادق علیه السلام در پرسش تامل برانگیزی می فرماید: «إن کان الرزق مقسوما فالحرص لماذا؟، اگر رزق مقسوم و قسمت شده است، پس حرص ورزی برای چیست؟»؛ یعنی اگر انسان معتقد باشد که رزق هرکسی مشخص است و هیچ کس بدون روزی رها نشده است، به حرص ورزی و افزون طلبی و زیاده خواهی در جمع آوری مال و تجمل گرایی مبتلا نخواهد شد. با توجه به این حدیث، هرکس رزق مقسوم و معینی دارد که خداوند آن را حق طبیعی او قرار داده است. اگر به آن دست نیافت، یا خود کوتاهی کرده است یا دیگران، او را از حقش محروم ساخته اند.
انسان مؤمن و متوکل به خداوند بر اساس نظام حکیمانه - که برای هر چیزی اسباب خاص خودش را قرار داده است، به دنبال کسب و کار می رود تا روزی خود را تأمین کند. البته این اسباب و ابزار، مایه آرامش و اطمینان و تکیه گاه اصلی او نیستند، بلکه تکیه گاه اصلی او توجه اصلی او به خداوند است که همه عالم در ید قدرت او است. چنین انسانی در ورای همه این ظواهر، دست خدا را می بیند و می داند که او متکفل روزی مخلوقات خود و کارساز واقعی است. بنابراین، کار و تلاش خود را صرفا وسیله ای برای رسیدن به رزق الهی می داند و در نتیجه، دچار حرص و افزون طلبی نخواهد شد.
با گسترش فرهنگ اعتقاد به رزق مقسوم و توکل بر خداوند در جامعه، زمینه حرکت های ناسالم اقتصادی همانند احتکار، گران فروشی، حبس کردن ثروت و راکد گذاردن سرمایه ها (که همه ریشه در حرص و تجمل گرایی و افزون طلبی دارد) از میان خواهد رفت؛ زیرا افراد با ایمان می دانند رزق و روزی حلال و مقدر الهی با حرص و ولع افزایش نمی یابد. امام صادق بر می فرماید: «حرص ورزیدن شخص حریص عامل جلب رزق نیست و بد آمدن و ناخوشایندی شخص نیز باعث رد رزق نمی شود».
راهکار دوم: تبدیل شدن قناعت پیشگی، به هنجار و ارزش اجتماعی
ضد اشرافی گری و زیاده خواهی، قناعت است. قناعت در المفردات، این گونه تعریف شده است «القناعة الاجتزاء بالیسیر من الاعراض المحتاج الیها»، قناعت اکتفا به مقدار کم از آن کالاهایی است که انسان، به آنها محتاج است. از نظر اصطلاحی، قناعت، ملکه ای است برای نفس که سبب اکتفا کردن از مال، به اندازه ضرورت است؛ بدون این که در طلب زیادتر از آن سعی کند و خود را به رنج افکند.
یکی از راه های عملی دفع تجمل گرایی، قناعت پیشگی است؛ یعنی انسان قناعت و اکتفا را در خود تقویت و از حرص ورزی در جمع آوری مال خودداری کند. امام باقر علیه السلام فرمود: «اِدفَع عَظیمَ الحِرصِ بِإیثارِ القِناعة؛ حرص شدید را با به کار بستن قناعت از بین ببر».
افرادِ یک جامعه، می توانند با رعایت زهد و قناعت، مصارف غیر لازم را در خوراک، پوشاک، مسکن و وسایل زندگی کاهش دهند و از خرید کالاهای لوکس و تجملی و هزینه برای ساختمان های مجلل خودداری کنند. این روش، امکان صرف سرمایه های اضافی را در امور تولیدی و زیربنایی فراهم ساخته و نه تنها سطح اشتغال را در جامعه بالا می برد و بیکاری، فقر و محرومیت عده زیادی را حل می کند، بلکه درآمد و ثروت را در جامعه به صورت عادلانه توزیع می کند.
تنزل در حد یک عنکبوت
خواندن سوره «عنکبوت» و «روم» در شب بیست و سوم
آیتالله خسروشاهی از اساتید اخلاق گفت: اگر حواسمان نباشد که این دنیا جای ما نیست، آن وقت غفلت ما را میگیرد و ما در حد یک عنکبوت تنزل میکنیم و تمدن ما یک تمدن سست و عنکبوتی میشود.
از جمله اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان خواندن سوره «عنکبوت» و «روم» است که طبق روایتی، امام صادق(ع) سوگند یاد کردند که خواننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت خواهد بود، آیتالله سیدابراهیم خسروشاهی استاد اخلاق با اشاره به اینکه تأکید بر قرائت این سورهها برای این است که در عمق و مفهوم آن، تدبر و توجه بیشتری شود تا دچار غفلت در شبهای قدر و ماه مبارک رمضان نشویم، به بیان مطالب بیشتری در این خصوص پرداخته است که در ادامه میآید:
در مفاتیح در اعمال شب 23 ماه مبارک رمضان بر سوره مبارکه «عنکبوت» تأکید شده و گویا خوانندهاش به بهشت وعده داده شده. معنای این موضوع این است که این سوره میتواند پیروان خودش را سعادتمند کند.
-ما داریم درس میخوانیم که سوره مبارکه «والفجر» یا «روم» و آیات اولش، سوره مبارکه «عنکبوت»، اینها جهانشناسی برای ما میآورد تا جهانی که در آن هستیم را بشناسیم، به طوری که اگر از فولاد چیزهایی بسازیم، ولی غافل باشیم که اینجا جای ما نیست و سرانجام ما جای دیگری است، آن وقت غفلت ما را میگیرد و ما در حد یک عنکبوت پایین میآییم و تمدن ما یک تمدن عنکبوتی میشود و عقل و شعور ما هم عنکبوتی میشود.
توجه به این مسائل در شب قدر در سوره «عنکبوت» و «روم» خیلی ارزش دارد، این است که تمام سواد، حوزه و علم ما را خلاصه کرده و ارائه کردهایم، اگر ما هر سال در شب قدر این دو سوره را بخوانیم، غفلتمان از بین میرود اینها در ماه رمضان پیشنهاد شده و در ضیافتالله حضور پیدا کرده تا روح ما پرورش پیدا کند.
-بعضی از سورههای قرآن هست که بسیار در ساختن فکر و قلب و درون انسان نقش مهمی دارد که یکی از آنها سوره مبارکه «عنکبوت» است که برای هر انسان مسلمانی اعلام خطر میکند، چون با یک قاطعیتی میفرماید: «أحسب الناس»؛ مردم چنین فکر میکنند که دست از سرشان برداشته خواهد شد، به صرف اینکه ما گرایش به اسلام پیدا کردیم، ما شیعه علی(ع) هستیم، ما کربلا می رویم، ما سینه میزنیم، عزاداری میکنیم، افطاری میدهیم!.
این چیزها درست و همهاش هم خوب، ولی پایداری یک چیز دیگری است که وقتی مشکلات پیشامد کرد، انسان همان باشد که بود و هیچ درونش تزلزلی پیدا نشود.
-از دستوراتی که در این ماه میگیریم این باشد که این آیات را در برابرمان قرار دهیم و در آنها تعمق کنیم.
فایل صوتی شرح دعاهای ماه رمضان
انتقاد حجتالاسلام قرائتی از کمتوجهی به تفسیر قرآن
انتقاد حجتالاسلام قرائتی از کمتوجهی به تفسیر قرآن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین بعدد ما احاط به علمه، اللهمّ صلّ علیٰ محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدیٰ و الهمنی التَّقویٰ.
برای عید نوروز، همهی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلالاحمر و …، همه بسیج میشوند که عید میآید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان میآید؛ «قد اقبل الیکم شهر الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه (از مطلب) پَرت نشوم، از روی متن میخوانم؛ بسماللهالرّحمنالرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقهاش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، علَّم القرآن؛(۱) واسطه، جبرئیل، شدید القویٰ؛(۲) محلّ فرود، قلبک؛ ذکرٌ للعالمین؛(۳) انّا له لحافظون؛(۴) غیر ذی عوج؛(۵) فأتوا بسورهٍ؛(۶) الی آخر؛ این معرّفی قرآن.
جایگاه قرآن در جامعهی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خذ الکتاب بقوّه»؛(۷) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کمثل الحمار،(۸) کمثل الکلب،(۹) کالحجاره،(۱۰) کالانعام؛(۱۱) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است؛ میگوید پوک! به کسانی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا اهل الکتاب لستم علیٰ شیءٍ حتّیٰ تقیموا.(۱۲) کلمهی اقامه راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اقیموا الدّین،(۱۳) اقیموا الصّلاه،(۱۴) اقیموا الوزن،(۱۵) ولو انّهم اقاموا التّوراه.(۱۶) زندگی مادّیمان هم بند به همین قرآن است. (میفرماید) ولو انّهم اقاموا التّوراه، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لأَکلوا؛(۱۷) خب، اگر اقامهی قرآن شد، لأَکلوا، لأَکلوا، لأَکلوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است، نحن نزّلنا الذّکر،(۱۸) ومن اعرض عن ذکری فإنّ له معیشهً ضنکا.(۱۹)
یک سِری گیروگورها هم شاید بهخاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیهاش هم این است: لتبیّن للنّاس ما نزّل؛(۲۰) یعنی تبیّن ما نزّل. بله، شعر و خواب و تحلیل سیاسی هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یکوقت امام فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از نماز واجبتر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از نماز واجبتر است، چون عدّهای که پای خطبههای نماز جمعه پا شدند رفتند سراغ خرید، قرآن میگوید اینها بیادبند؛ و اذا رأَوا تجارهً او لهواً انفضّوا الیها،(۲۱) در ادامه میگوید «و ترکوکَ»، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، باید بگوید «ترک الصّلاه» یا «ترک الخطبه»؛ یعنی بدتر از رها کردن خطبه و بدتر از رها کردن نماز، رها کردن رهبر آسمانی است، ذا میگوید «ترکوکَ»؛ بههرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر آمریکا» نمیگویند؛ گفتم اینجا نمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارستهای بود؛ گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اشدّاء علی الکفّار، رحماء بینهم،(۲۲) بعد (هم) «تراهم رکّعاً سجّدا»؛(۲۳) (در مسجد) شما «رکّعاً» هست، «سجّداً» هست، «اشدّاء علی الکفّار» در مسجدتان نیست، «رحماء بینهم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر هم خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همینطور فقط صحبت کنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».
صفحات: 1· 2
فعالیتهای کانون عصمتیه سمنان
#واحد_پژوهش_کانون_عصمتیه_سمنان
#فعالیتهای_پژوهشی
#بروشور_کانون_عصمتیه_سمنان
فعالیتهای کانون عصمتیه سمنان
#واحد_پژوهش_کانون_عصمتیه_سمنان
#فعالیتهای_پژوهشی
#بروشور_کانون_عصمتیه_سمنان