پیشگویی امام علی(ع) درباره شهادت یار ایرانی خود «میثم تمار»
پیشگویی امام علی(ع) درباره شهادت یار ایرانی خود «میثم تمار»
در نخستین دیدار میثم تمار و امیرالمؤمنین(ع)، حضرت از او نامش را میپرسد که پاسخ میشنود: سالم! حضرت میفرماید: اما پیامبر خدا(ص) به من فرمود پدرت اسم تو را در ایران و در سرزمین خودت «میثم» گذاشته است. 22 ذیالحجه سالروز شهادت «میثم تمار» است.
موالی و موالیان یعنی چه؟
میثم تمار همانطور که از اسمش مشخص است، خرما فروشی بود که در کوفه زندگی میکرد و از موالیان بود. «موالیان» عجمهایی بودند که در بین عربها زندگی میکردند. موالی به خصوص به ایرانیانی گفته میشد که در بلاد اسلامی زندگی میکردند. به بیان دیگر به ایرانیانی که از شهر و کاشانه خود آمده بودند و در مناطق عربنشین دنیای اسلام مثل کوفه که یکی از مراکز تشیع بوده، با قبایل عرب زندگی میکردند، موالی گفته میشد.
موالیان در دورههای غیر از خلافت حضرت امیرالمومنین علیهالسلام، نسبت به عربها بهره کمی از بیتالمال داشتند. اما حضرت امیر علیهالسلام در دوران خلافت خودشان این تبعیضهای اقتصادی را برداشتند. حضرت امیر علیهالسلام بهرهبرداری موالیان از بیتالمال را مساوی با عربها قرار دادند،آن حضرت بین عرب و عجم در بهرهبرداری از بیتالمال، فرقی نگذاشتند و از ایشان معروف است که عرب و عجم را به یک چشم میدیدند.
میثم تمار اهل آذربایجان بود
منطقهای که جناب میثم پیش از اسلام ساکن آنجا بودند و در آن متولد شده بودند، منطقهای به نام ران است که در آذربایجان قرار داشت. شهرهایی از جمله کرمان و فارس گفته شده، اما در ظاهر، نقل قویتر این است که زادگاه جناب میثم منطقه آذربایجان بوده است.
میثم، آزاد شده امیرالمومنین علی علیهالسلام
جناب میثم نیز مانند بقیه موالیان که پس از اسلام برای نزدیکی بیشتر به خاندان طهارت به مناطق عرب نشین آمده بودند، به کوفه آمده بود. ایشان اولین بار امیرالمومنین را در کوفه دیدار میکند و در آن زمان جناب میثم غلام یک زن عرب بوده و چون موالی بوده خدمتگزاری این خانواده را در کوفه انجام میداده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام، میثم را که غلام و برده آن زن عرب بوده، میخرد و آزاد میکند
کشف راز اول؛ ماجرای عجیب نام «میثم تمار»
در دیدار اولی که بین میثم و امیرالمومنین علیهالسلام اتفاق میافتد، حضرت از ایشان میپرسد که اسم تو چیست؟ و ایشان در پاسخ میگوید: «سالم». حضرت میفرمایند: اما پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود که پدرت اسم تو را در ایران و در سرزمین خودت، میثم گذاشته است.
میثم بسیار متعجب میشود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و جانشین او امیرالمومنین علیهالسلام، درست میگویند و اسمش قبلا میثم بوده است. اما در این منطقه و کوفه هیچکس این را نمیداند و کسی از این موضوع با خبر نیست.
حضرت به میثم میفرماید: از امروز نامت همان میثم باشد و همان نامی که پدرت بر تو گذاشت و همان نامی که رسول خدا صلی الله و علیه و آله مرا از آن نام باخبرم کرد. حضرت به میثم که نامش را از میثم به سالم تغییر داده بود، دستور میدهند که دوباره به همان نام قبلی برگردد.
در واقع میثم، جزو حلقه اول یاران امیرالمومنین علیهالسلام و شیعیان خاص حضرت قرار میگیرد.
کشف راز دوم؛ پیشگویی حضرت علی علیهالسلام از شهادت میثم
ما یک صحنه پررنگ دیگری از جناب میثم داریم که در لایههای تاریخ ذکر شده و بسیار روشن است و آن داستان از این قرار است که ایشان یک صبحی خدمت امیرالمومنین علیهالسلام میرسد و به منزل حضرت میرود. حضرت در چشمان میثم خیره میشود و میفرماید: به خدا قسم روزی را میبینم که به خاطر دوستی تو با من، دست و زبانت را میبرند و تو را از نخل آویزان میکنند.میثم میپرسد: آیا واقعا این اتفاق میافتد؟ حضرت میفرمایند: آری به خدای کعبه قسم که این اتفاق میافتد و این رازی است که پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفته است. میثم در پاسخ به امیرالمومنین میگوید: هرگز پیامبر اکرم دروغ نمیگوید و من ایمان دارم همان چیزی که شما فرمودید، اتفاق میافتد.
صفحات: 1· 2
به داد محرومان برسید
شاعر عصبانی شد ?
مرحوم علامه محمد تقی جعفری نقل می کرد: یکی از نوه های مرحوم مورخ الدوله سپهر نویسنده کتاب ناسخ التواریخ به منزل ما آمد و اظهار داشت در شب عید غدیر در منزلی در شمال تهران، جشنی برقرار است و علاقه مندم شما هم در آن شرکت کنید. ?گفت: در این جشن تعداد زیادی از رجال لشکری و کشوری هستند. من تصور می کنم که اگر شما تشریف بیاورید و در آن محفل، مطالبی نیز بفرمایید مؤثر واقع شود. ?محل برگزاری جشن،منزلی بزرگ و تقریبا جنگل مانند بود و بخش هایی از آن،به صورت آب نماهای بسیار بزرگ بود و به هرحال،باغی بود که کمتر نمونه آن را دیده بودم. وارد جلسه شدیم. ?دیدم سالنی بسیار بزرگ است که انواع و اقسام میوه ها و شیرینی ها جهت پذیرایی از حضار در آن چیده شده است. در ادامه برنامه برخی از اینها آمدند و در وصف امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اشعاری خواندند.برخی از شعرها خوب بود و برخی نیز سطحی نداشت… ?من دیگر خسته شده بودم و بنا داشتم که بلند شوم که از در مجلس سیّدی با ظاهری بسیار ساده وارد شد و حتی کفش خود را برداشت و به داخل آورد که البته در آنجا این کار، خلاف عادت بود و پیدابود که صاحب مجلس و تعدادی دیگر ناراحت شده اند. ?عموم حضار به سید نگاهی تحقیر آمیز داشتند. کسی به او احترامی نگذاشت، ولی من در مقابلش به احترام برخاستم و او نیز سری تکان داد. سید،جوان بود و با یک طمأنینه و اطمینان خاصی بر روی زمین نشست و کسی هم تعارف نکرد که روی صندلی بنشیند. ?بالاخره،نوبت به اشعرالشعرا رسید و از او دعوت کردند که بیاید و اشعارش را بخواند. این شاعر با یک طمطراقی آمد و شروع به قرائت اشعار نمود. ?وقتی بیت اول را خواند هر چند بد نبود ولی سید یک اشکال جدی به آن وارد کرد. اشعرالشعرا محل نگذاشت و بیت دوم را خواند. ?دوباره سید ایراد گرفت. شاعر همچنان توجه نمی کرد. وقتی بیت سوم را خواند،سید گفت: این هم اشکال دارد. شاعر عصبانی شد و گفت: چرا؟ سید گفت: خوب،این را اول می پرسیدی. الان برایت توضیح می دهم. ?سید،بحثی از معانی بیان و صنایع ادبی را به صورت خیلی خلاصه بیان کرد… دیدم که دریایی است بیکران… چند نفر از حضار آمدند و احترام کردند و به زور سید را به بالای مجلس بردند. ?در این هنگام یکی از حضار به سید گفت: اولا خوش آمدید، هر چند که نمیدانیم چطور آمدید. دوم این که آیا خودتان هم شعر می گویید؟ سید گفت: گاهی اوقات. گفتند: می شود یکی از سروده های خود را بخوانید؟ گفت: آری و حتی میتوانم همین الان شعر تازه بگویم. گفتند: پس بفرمایید. ?گفت: نه، چرا که ممکن است بگویید این اشعار را قبلا گفته ای. شما بگویید که چه بسرایم؟ ? اینها با حالت اعجاب آمیز نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند: غزلی بگویید در مدح امیرالمؤمنین که دو بیت اول عاشقانه باشد و بیت سوم این باشد که اگر علی به خاری نگاه کند،گلستان می شود و بیت چهارم این باشد که اگر معصیت کاران عالم حتی فرعون توسل به علی پیدا کنند بهره مند می شوند. خلاصه، محدوده را برای او خیلی تنگ کردند. ?سید قبل از شروع نگاهی به حضار کرد که کسی اشعار او را ننویسد. من زیر عبا خودکار و کاغذ را آماده کردم تا اشعار را یادداشت کنم. سید فهمید اما اعتراضی به من نکرد. سید شعر را این گونه آغاز کرد: گر شمیمی ز سر طرّه جانان خیزد تا قیامت ز صبا رایحه جان خیزد واله ام من که چو ازخواب تو بیدار شوی زچه رو از سر چشمان تو مژگان خیزد؟ علی عالی اعلا که ز بیم نهلش روح از کالبد عالم امکان خیزد گر به خاری کند از قاعده لطف نظر از بن خار، دو صد روضه رضوان خیزد گر زند دست به دامان ولایش فرعون از لحد با دو کف موسی عمران خیزد داورا! دادگرا! جانب “جدّا” نظری کز پی مدح تو چون بحر به طوفان خیزد ? معلوم شد که اسمش جدّا و قمی است. ?پس از خواندن شعر، سید خطاب به حاضران گفت: ?آقایان! علی(سلام الله علیه) ازاین جلسات که دور هم بنشینید و انواع غذاها را بخورید و چند بیت هم شعر بخوانید راضی نیست. علی مرد است و مردان را دوست دارد. اگر مرد هستید و مردانگی دارید بروید سراغ محرومان، دردمندان و فقرا. یعنی همان کسانی که مورد عنایت علی بودند. اینجا نشسته اید و غذاها، شیرینی ها و شربت های خوشمزه می خورید بعد می روید خانه و فکر می کنید که در مدح علی شعر گفته اید. صریح بگویم که باید وضعتان را عوض کنید و بروید سراغ محرومان جامعه. این را گفت و کفش خود را برداشت و از مجلس بیرون رفت. ? پس از رفتن او تا مدتی همه بهت زده بودند… آن شب شاهد بودم که تعدادی از آنها بسیار گریه می کردند. آقای سپهر،بعدها می گفت: تعدادی از آنها زندگی شان را تغییر دادند و رفتند و به رسیدگی به محرومان پرداختند. ? @sebghatallaah
شعرهای زیبای مذهبی برای کودکان
شعرهای زیبای مذهبی برای کودکان
:اونای ک بچه کوچیک دارن با دقت بیشتر ⚽
به جای یه توپ دارم قلقلیه این شعر و به بچه ها یاد بدید یه دل دارم حیدریه❤️ عاشقه مولا علیه ❤️ من این دل ونداشتم ❤️ از تو بهشت برداشتم❤️ خدا بهم عیدی داد. ❤️ عشق مولا علی داد. ❤️ علی وجود و هستیه ❤️ دشمن ظلمو پستیه. ❤️ علی ندای بینواس❤️❤️ علی تجلی خداس ❤️❤️ علی قرآن ناطقه ❤️❤️جد امام صادقه ❤️❤️ علی که شمشیر خداس ❤️ دست علی همراه ماس. ❤️ رو دلامون نوشته ❤️❤️ مولا علیو عشقه❤️❤️❤️ ☔☔☔☔☔☔☔☔☔ ?ﺷﻌﺮ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﺮاى ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ? کوچولو بچرخ می چرخم دور علی می چرخم ? قبله ی من همینه امام اولینه? کوچولو بشین می شینم عشق علیه دینم ? دشمنی با دشمنات حک شده رویه سینم ? کوچولو پاشو پامی شم فدای مولا می شم? نوکر عاشقای حضرت زهرا می شم? کوچولو بایست می ایستم بدون که تنها نیستم ? دست علی یارمه خودش نگه دارمه?? ????????? براي كودكان خود از اين شعر براي تشويق به نماز استفاده كنيد.? اتل متل پروانه? نشسته روي شانه? صدا مياد چه نازه ? ميگه وقت نمازه? به اين صدا چي ميگن? میگن اذان اقامه? شيطونه ناراحته ? دنبال يه فرصته? ميگه آهاي مسلمون ? نماز رو بعدا بخون? ?✏?✏?✏? ✏ ترجمه سوره حمد با شعر کودکانه: بسم الله الرحمن الرحيم سپاس براي خداست / خدايي که بي همتاست / بخشنده و مهربان / خالق هر دو جهان / ما او را مي پرستيم / از او ياري مي گيريم / به ما عنايت نما / ما را هدايت فرما / راهي که راه خوبهاست / نه بد راه گمراهان / ما بنده ي او هستيم / وقتي تو غم اسيريم / نشون بده راه راست / نه راه زشت شيطان ??????? ?✏?✏?✏? ترجمه سوره مسد بصورت شعر کودکان: بسم الله الرحمن الرحيم تبت يدا ابي لهب / جهنميست ابي لهب / دشمن پيغمبر ماست / بد جنس و پست و بي حياست / لنگه ي او همسرشه / اون زني که بار مي کشه خار بيابون بار اوست / آزار خوبا کار اوست / طنابي داره از مسد / سينه ي او پر از حسد. ??????? ?✏?✏?✏? ✏ سوره فیل: کي بود کي بود ابرهه - چيکار مي کرد تو مکه - اون آدم خيلي بد - سوي مکه حمله کرد - يک لشگر فيل داشت - يک سپاه عظيم داشت - مي رفت به سوي مکه - تا که بکوبه کعبه - چي شد چي شد يکباره - بارون سنگ مي باره - يه عالمه ابابيل - اومد رو لشگر فيل - تو پاهاشون سنگ داره - با دشمنا مي جنگه - چي شد چي شد نتيجه - دشمنا نابود شدن - خاکستر و دود شدن - سوره ي فيل نازل شد - قصه ي ما کامل شد. ??????? ?✏?✏?✏? ✏ سوره کوثر: بسم الله الرحمن الرحيم؛ يک روزي روزگاري / آدم هاي خيلي بد / رسول را اذيت کردن / گفتن که اي محمد / بي پسر و بي ياور / تويي تنها و ابتر / خدا جوابشون داد / اين آيه را نشان داد / هر کس که گفته ابتر / خودش شده بي ياور / ما به تو هديه داديم / زهرا رو بخشيده ايم / جايزه ي تو باشه / زهرا که بهترينه ??????? ?✏?✏?✏? ✏سوره عصر: بسم الله الرحمن الرحيم؛ به عصر قسم خورد خدا / تو اين سوره ، بچه ها مي کنه آدم زيان / اگه نباشه ايمان / کارهاي خوب که باشه / خدا هم راضي مي شه توکل کن بر خدا / صبور باشيد تو کارها / هميشه و هر کجا / باشيد يه ياد خدا ✏ سوره ناس: بسم الله الرحمن الرحيم؛ بگو که اي خدايا / پناه من تو هستي / تويي که راه خود را / به روي من نبستي / پروردگار انسان / اي خداي مهربان / پناه مي آرم به تو / از حمله هاي شيطان ??????? ?✏?✏برای کوچولو دار ها لطفا کپی کنید @shomarshmakuszohur
تصاویری از منطقه کنونی «غدیر خم»
تصاویری از منطقه کنونی «غدیر خم»
«غدیر خم» - محل اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع) توسط پیامبر اکرم(ص) و به امر خداوند - نام ناحیهای در میان مکه و مدینه است که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکهای در این محل که در آن آب باران جمع میشدهاست، به این نام شهرت یافتهاست. غدیر در ۳-۴ کیلومتری «جُحفه» واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه حجاج است.
حوزه نت
جایگاه غدیر نزد اهل سنت
#اعتراف_اهل_سنت
#غدیر1429
#تولیدی
#قلم_خودم (ما را چه شده)
مار ا چه شده
هر هفته جلسه قران در مسجد محله ما برگزار میشه این هفته برنامه قرآن مسجد، به ما رسید خدا توفیق داد که بتونم در این جلسه شرکت کنم. این چند روز تمام ذهنم درگیر این بود که برای غدیر چه کاری از دستم برمیاد انجام بدم دیروز وقتی این برنامه (جلسه قرآن) پیش آمد با خودم گفتم بعد از اتمام جلسه چند دقیقه ای در مورد غدیر و فضایلش مطالبی بگم که حداقل افرادی که خبر ندارند از ثوابش محروم نشوند.
چون پذیرایی هم با من بود برنامه ریزی کردم که بعد از اتمام قرآن اول پذیرایی و بعد هم شروع به گفتن مطالب کنم اما همسایه های عزیز بعد از نوش جان کردن چای و …. سر صحبت را باز کرده و هر کدام از خرید و کارهای روزمره وکم کم بحث قرعه کشی را پیش کشیدند من که کلی مطلب برای گفتن اماده کرده بودم نمی دونستم چطوری بحث رو عوض کنم به یکی دو نفر که کنار دستم بودند گفتم برای غدیر چند دقیقه ای صحبت کنم دیدم استقبال نکردند و با بی رغبتی اونها روبه رو شدم اصلا انتظار نداشتم که در مسجد و نزدیک چنین عید بزرگی این گونه رفتار کنند واقعا ما را چه شده؟؟؟؟ آیا قرعه کشی، گفتن حرفهای روزمره انقدر مهمه که به غدیر بزرگترین عید شیعیان ترجیح میدیم. ساعتها فکر کردم که چرا اینگونه رفتار میکنیم این همه نعمت، رفاه اما هیچ کس از زندگی خودش راضی نیست شاید عامل اصلی تمام اینها این است که از ائمه فاصله گرفتیم و اگر هم مراسم جشن یا عزاداری برای معصومین برگزار میکنیم فقط به این کارها عادت کردیم و یا حاجتی داریم این مراسم را برپا می کنیم اما نه به خاطر خود ائمه.
چهل حدیث گهربار غدیر
چهل حدیث گهربار غدیر
غدیر در قرآن
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.
مائده: 3.
امروز (روز غدیر خم) دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین برای شما پسندیدم.
فصل اول: جایگاه عید غدیر در مکتب
1- عید خلافت و ولایت
روی زیاد بن محمد قال:
دخلت علی ابی عبد الله(ع) فقلت:
للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحی؟
قال: نعم، الیوم الذی نصب فیه رسول الله(ص) امیرالمؤمنین(ع). مصباح المتهجد: 736.
زیاد بن محمد گوید:
بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:
آری، روزی که رسول خدا(ص) امیرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد.
2- برترین عید امت
قال رسول الله(ص):
یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی، یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمة و رضی لهم الاسلام دینا. امالی صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا(ص) فرمود:
روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.
3- عید بزرگ خدا
عن الصادق(ع) قال:
هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشیعه، 5: 224، ح 1.
امام صادق(ع) فرمود:
روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.
4- عید ولایت
قیل لابی عبد الله(ع):
للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم اقیم امیرالمؤمنین(ع) فعقد له رسول الله الولایة فی اعناق الرجال والنساء بغدیر خم.
وسائل الشیعه، 7: 325، ح 5.
به امام صادق(ع) گفته شد:
آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند؟ فرمود:
آری، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین(ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.
5- روز تجدید بیعت
عن عمار بن حریز قال دخلت علی ابی عبد الله(ع) فی یوم الثامن عشر من ذی الحجة فوجدته صائما فقال لی:
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق.
مصباح المتهجد: 737.
عمار بن حریز گوید:
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق(ع) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگی است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد.
6- عید آسمانی
قال الرضا(ع): حدثنی ابی، عن ابیه(ع) قال:
ان یوم الغدیر فی السماءاشهر منه فی الارض.
مصباح المتهجد: 737.
امام رضا(ع) فرمود:
پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل کرد که فرمود:
روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.
7- عید بی نظیر
قال علی (ع):
ان هذا یوم عظیم الشان،فیه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو یوم الایضاح والافصاح من المقام الصراح،ویوم کمال الدین و یوم العهد المعهود…
بحارالانوار، 97: 116.
علی(ع) فرمود:
امروز (عید غدیر) روز بس بزرگی است.
در این روز گشایش رسیده و منزلت (کسانی که شایسته آن بودند) بلندی گرفت و برهان های خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان است.
8- عید پربرکت
عن الصادق(ع):
والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فی کل یوم عشر مرات…
وما اعطی الله لمن عرفه ما لایحصی بعدد.
مصباح المتهجد: 738.
امام صادق(ع) فرمود:
به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی «روز غدیر» را می شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می کردند و بخششهای خدابه کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست.
9- عید فروزان
قال ابو عبد الله(ع):
… و یوم غدیر بین الفطر والاضحی و یوم الجمعة کالقمر بین الکواکب.
اقبال سید بن طاووس: 466.
امام صادق(ع) فرمود:
… روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.
10- یکی از چهار عید الهی
قال ابو عبد الله(ع):
اذا کان یوم القیامة زفت اربعة ایام الی الله عز و جل کما تزف العروس الی خدرها:
یوم الفطر و یوم الاضحی و یوم الجمعة و یوم غدیر خم.
اقبال سید بن طاووس: 466.
امام صادق(ع) فرمود:
هنگامی که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوی خدا می شتابند همانطور که عروس به حجله اش بسرعت می رود.
آن روزها عبارتند از:
روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم.
صفحات: 1· 2
چرا شیعه شدم
این کتاب سندی در اثبات حقانیت مذهب اهل بیت رسول اکرم(ص) است و مخاطب را با علل گرایش به مذهب تشیع به خوبی آشنا میکند.
«چرا شیعه شدم؟» کتابی است که نویسنده آن «شیخ محمد امین الانطاکی» که از علمای شافعی است، پس از تشرف به مذهب شیعه اثنی اشعری و با استفاده و استناد به بیش از یکصد جلد از منابع اصلی مذاهب چهارگانه اهل سنت اعم از شافعی، حنفی، حنبلی و مالکی، سندهایی از تفسیر، مقاتل و تواریخ را در اثبات حقانیت ولایت اهل بیت(ع) با بهره گیری از بهترین اسلوب و بیانی بسیار مستدل و موزون و عباراتی شیوا نگاشته است.
بیوگرافی مولف، عقیده شیعه درباره کتاب و سنت نبوی، نصوصی که از رسول اکرم(ص) در انحصار خلفایش به دوازده نفر وارد شده، نمونههای لطیفی از احادیث وارده در فضیلت امیرالمومنین (ع)، گواهی و شهادت برخی علما به اعلمیت علی(ع) و اهل بیت او، ماجرای اندوهبار سقیفه و حادثهای که رخداد، سرفصلهای هفت فصل کتاب را شامل میشوند.
فصل دوم و چهارم کتاب به آیات، احادیث و روایات نبوی در فضیلت امیرالمومنین علی(ع) و اهل بیت(ع) اشاره دارند.
یکی از ویژگیهای این کتاب این است که نویسنده احادیث فراوان و زیادی را که در کتابهای اهل سنت روایت شدهاند، در اثبات حقانیت شیعه به عنوان دلیل ذکر کرده است.
در قسمتی از کتاب میخوانیم: «علامه کاشانی در مصابیح خود میگوید: تمامی مورخین مسلمین با اختلافاتشان در مذهب، موقف رسول خدا را در روز غدیر خم نوشته و نصب علی(ع) را به خلافت ذکر نمودهاند و برای عظمت و بزرگی آن روز، همین کافی است که مولفین و نویسندگان و شعرا به آن روز عنایت داشتهاند و بسیار دشوار است کسی بتواند گفتار آنها را استقصاء کند… به آنها مراجعه کن تا بهتر بشناسی و در عین حال دو کتاب الغدیر و عبقات تو را کافی هستند. قاطبه علمای اسلام در نزول آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک» به آماده ساختن خلافت برای حضرت علی(ع) در روز عید غدیر خم اتفاق نظر دارند و ورایات حدیث غدیر به تواتر نقل شدهاند و جمیع مورخین و محدثین آن را تایید کردهاند.»
حوزه نت
غدیر
در شب عید غدیر و شبهای مثل آن باید فضیلت این شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در زمینه ولایت با اقامه دلیل و برهان ذکر شود تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد. نه اینکه این گونه مجالس به خنده و لهو و لعب گذارنده شود.