بوی کربلا
بوی کربلا
بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند
که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون
ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد…
عبدالعلی نگارنده
دو امان الهی
حکمت (88) نهج البلاغه
دو امان الهی
«وَ حَكَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع أَنَّهُ قَالَ كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى- وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»
[قال الرضي [رحمه الله تعالى] و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط]
توضیح: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: خداوند در زمین دو عامل رهائی از عذاب الهی قرار داده است؛ یکی وجود گرامی نبی اکرم 3که بخاطر وجود آن حضرت که رحمت برای جهانیان بود «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِين»[1] خداوند مردم را مورد عذاب قرار نمیداد و دیگری طلب بخشش از خداوند متعال که رحمت حق را فرو میفرستد و باعث میشود تا عذاب الهی نازل نشود. لذا فرمود:
در زمین دو امان برای عذاب خداوند بود یکی از آنان برداشته شد و دیگری نزد شماست امّا آن که برداشته شد نبی اکرم3 و امّا آن که باقی مانده است استغفار پس به آن چنگ زنید.
سپس برای بیان خویش به آیهی شریفه سیوسه انفال استشهاد میفرمایند: که خداوند آنها را عذاب نمیکند در حالی که تو در میان آنها هستی و همین طور اگر آنها استغفار نمایند.
سرّش آن است که اساس آنچه در این عالم واقع میشود تربیت انسان است. پس هرگاه بندهای از غفلت خویش برگردد دیگر نیازی به عذاب کردن نیست گرچه بنده از این جهت هرگز طلبکار خداوند نیست، بلکه حتّی برگشت وی نیز به لطف و عنایت الهی است امّا خداوند متعال هدفش تربیت انسان است، پس وقتی بنده از غفلت خویش برگردد بدین معناست که تحت تربیت درست قرار گرفته است.
البتّه وجود عواملی که نشانهی رحمت الهی است میتواند در برداشته شدن عذاب نقش تعیین کنندهای داشته باشد که از جمله آن وجود مکرّم نبیّ اعظم 3 و همین طور طلب بخشش و مغفرت از خداوند متعال است و بوسیله ی این اسباب، رحمت عذاب الهی از انسان دور میشود و هرگاه این عوامل نباشد ممکن است عذاب بر این امّت نیز نازل شود لذا هشدار میدهد تا با از دست دادن یکی از این موهبت الهی یعنی نبیّ اکرم 3 از نعمت دیگر، یعنی استغفار و توبه غافل نباشید، زیرا نمیتوان به عملی که انجام میشود دل خوش داشت، بلکه به فضل و رحمت الهی میبایست بیشتر امید بست.
بنابراین یکی از تعقیباتی که در نمازهای روزانه سفارش شده است که خوانده شود این دعای شریف است:
«اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِي» خداوندا به مغفرت و بخشش تو بیش از عمل خویش امیدوارم و در تعلیل این نکته آمده است:
«وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي» یعنی اگر فعلی گناه باشد به امری که موجب دوری از تو میشود نمیتوان اتّکا نمود و اگر عمل خیر باشد هر آینه با گناه نابود شدنی است لذا میفرماید: به درستیکه رحمت تو وسیعتر از گناه من است، سرّش آن است که همان گونه که عمل خوب، عمل بد را از بین میبرد، «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات»[2] عمل بد نیز عمل خوب را نابود میسازد « فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُم»[3] امّا مغفرت و بخشش الهی این گونه نیست که به وسیلهی چیزی نابود گردد.
سپس میگوید: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي» این بخش در حقیقت گریزی است برای طلب عفو از خداوند متعال به اینکه خداوندا اگر گناه من نزد تو بزرگ باشد - علّت بزرگی گناه آن است که موجب تجری بر مولاست اینکه بنده از نعمت الهی استفاده نماید و بر او جرأت پیدا کند امر بزرگی است - پس عفو تو بزرگتر از گناه من است، یعنی اگر در محضر ذات الهی ایستادهایم نه از آن جهت است که به عمل خویش وابستهایم، بلکه امید به عفو الهی داریم و سرّ آنکه عفو الهی بزرگتر است این است که عمل هر کس به اندازه سعهی وجودی است وقتی خداوند متعال سرمد و غیرمتناهی است پس رحمت الهی از همه هستی بزرگتر است چون بر کلّ هستی احاطه دارد.
از این رو میگوید: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلًا أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي وَ تَسَعَنِي لِأَنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»[4] خداوندا اگر من لایق نیل به رحمت تو نیستم زیرا گناهان مرا از رحمتت دور کرد رحمت تو چون بر هستی گسترده است میتواند مرا در بر بگیرد، یعنی اگر سیر قرب فرائض برای سالک مقدور نیست قرب نوافل و در دایرۀ سعهی رحمت الهی قرار گرفتن میسور خواهد بود.
اگر بنده با این نگاه به اعمال خویش توجه کند هرگز دچار ریا و سُمعه نخواهد شد؛ زیرا میداند عمل نیک ممکن است با گناهی نابود شود، پس هرگز تکیهگاه خوبی نیست، بلکه آنچه میتواند تکیهگاه مستحکمی باشد همان رحمت واسعهی الهی است که بر همهی هستی احاطه دارد و اساساً رحمت الهی سابق و مقدّم بر غضب ذات احدیت است « يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه »[5] پس باید به رحمت و لطف الهی پناه برد.
الأنبياء: 107. [1]
. هود : 114[2]
. محمد (ص) : 9[3]
. مفاتیح، ص 15.[4]
. مفاتیح الجنان، دعای جوشن کبیر، ص89 .[5]
نویسنده: علی گلایری
روش برخورد با گرفتار
حکمت (15) نهج البلاغه
روش برخورد با گرفتار
« وَ قَالَ ع مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَب»
مرحوم شیخ مفید در کتاب « الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة » از أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ يَحْيَى الْأَزْدِيُّ در کتابی که درباره « حَرْب الْبَصْرَةِ » تألیف کرده است نقل میکند زمانی که حضرت قصد کرد به سوی بصره حرکت کند به او خبر رسید «سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ » و «ابْنِ مَسْلَمَةَ» و « أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ» و «ابْنِ عُمَرَ» رغبتی به همراهی با حضرت ندارند، حضرت دستور داد آنها را حاضر کردند فرمود: شنیدم میل ندارید با من به جنگ بیایید من شما را مجبور نمیکنم مگر با من بیعت نکردید؟ گفتند: چرا، فرمود: چرا تثاقل میکنید و نمی آیید؟
سعد گفت: میترسم در این جنگ مؤمنی را بکشم اگر جایی باشد که مؤمن وکافر را بشناسم با تو به جنگ میآیم.
اسامه گفت: تو عزیزترین فرد نزد من هستی ولی من عهد کردم شمشیر به روی کسی که « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ » میگوید نکشم.
عبدالله بن عمر گفت: من راه حق را در این جنگ نمی شناسم مرا معاف بدار.
حضرت به آنان فرمود: « مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَب » هر دچار فتنه و بلا سرزنش نمیشود. آنگاه فرمود: آیا بر بیعت با من هستید؟ گفتند بله، حضرت فرمود: برگردید خداوند بجای شما مرا یاری خواهد نمود.[1]
میگویم بی بصیرتی تا بدانجا پیش میرود که نمی شود بین معاویه و امیرالمؤمنینp فرق گذاشت اگر حضرت را قبول نداشتند چرا با او بیعت کردند و بیعت کردن به معنای بر حق بودن آن حضرت بود و اگر قبول داشتند چرا آن حضرت را یاری ننمودند.
غرض حضرت از این سخن آن است که اگر کسی که فریب خورده است بخاطر سوء تدبیر خویش بوده و عقل خویش را بکار نبرده است چنین کسی مستحق مؤاخذه هست اما اگر بخاطر کمی فهم و نفهمیدن درست دین کاری را انجام داد و به گمانش کار درستی است نباید مانند دیگران با وی برخورد کرد.
. محمد بن محمد، مفيد،الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، ، كنگره شيخ مفيد، ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1413ق، ص95.[1]
نویسنده: علی گلایری
سخنان زیبای مولا امیرالمومنین
زندگى زاهدانه حضرت مسیح در كلام اميرالمومنین علی علیه السلام
✍? حضرت مسیح(علیه السلام) در زمانى ظهور کرد که دنیاپرستان بنى اسرائیل زندگى پرزرق و برق، سفره هاى رنگین، کاخ هاى پرتجمل، همسران زیبا، لباس هاى زینتى و مرکب هاى گرانبها داشتند.
حضرت مسیح(علیه السلام) براى این که هشدارى به همه آن ها بدهد و از آن زندگى که مایه هزار شور و شر و گرفتارى در زنجیرهاى اسارت بود به یک زندگى ساده و عاقلانه و کم هزینه متوجّه سازد، این راه سخت را براى خود برگزید
?اميرالمومنين (ع) براى ارائه الگوى مناسب به سراغ زندگى بسیار زاهدانه عیسى بن مریم مى رود و در سیزده جمله کوتاه، تمام بخش هاى این زندگى زاهدانه را خلاصه مى کند;
همان زندگانى عجیبى که تصورش براى ما مشکل است;
تا چه رسد به عمل کردن آن. در خطبه ١٦٠ اينگونه مى فرماید:
او (مسيح) سنگ را بالش خود قرار مى داد;
لباس خشن مى پوشید;
غذاى ناگوار مى خورد;
نان خورش او گرسنگى،
چراغ شب هایش ماه،
سر پناه او در زمستان مشرق و مغرب زمین بود
(صبح ها در طرف غرب و عصرها در طرف شرق رو به آفتاب قرار مى گرفت)
میوه و گل او گیاهانى بود که از زمین براى چهارپایان مى روید;
نه همسرى داشت که او را بفریبد و نه فرزندى که (مشکلاتش) او را غمگین سازد;
نه مالى داشت که او را به خود مشغول دارد
و نه طمعى که خوارش کند;
مرکبش پاهایش بود و خادمش دست هایش❗️
@nahjolbalaqh_hekmat
ویژگی های جامعه مهدوی در پیاده روی اربعین
ویژگی های جامعه مهدوی در پیاده روی اربعین
نقطه شروع پیاده روی اربعین بازگشت کاروان امام حسین (ع) در اربعین به صحرای کربلاست که بعدها توسط شیعیان این راه ادامه پیدا کرد.
حجت الاسلام والمسلمین سعید شاه آبادی، در سخنانی گفتند: پیشینه پیاده روی اربعین به اهل بیت علیهم السلام و علما بازمی گردد و در اصل پیاده روی اربعین یک حرکت جدید نیست. نقطه شروع پیاده روی اربعین بازگشت کاروان امام حسین (ع) در اربعین به صحرای کربلاست که بعدها توسط شیعیان این راه ادامه پیدا کرد.
پیاده روی اربعین، گسترش پیدا کرد چرا که ائمه این کار را انجام دادند و حدیثهای بسیاری از ایشان در ارزش و ثواب پیاده روی نقل شده است و حتی یکی از نشانه های مومن را زیارت اربعین بیان کردند. آنقدر اهمیت آن زیاد است که فرمودند اگر نتوانستید خود را به کربلا برسانید، از راه دور آن را بخوانید.
هدف پیاده روی اربعین را چه میدانید؟
پیاده روی برای گرفتن حاجت نیست، ما میرویم حاجت امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) و امام زمان (عج) را بدهیم و اعلام آمادگی کنیم که حقِ خون امام حسین را میگیریم و آماده ظهور منتقم خون امام حسین (ع) هستیم.
شما چند بار توفیق شرکت در پیاده روی اربعین را داشتید؟
بنده سال پیش توفیق حاصل شد برای اولین بار به همراه 700 نفر در پیاده روی اربعین شرکت کردم و انشالله امسال نیز انشالله به همراه 4000 نفر از کاروان عهد آدینه به پیاده روی کربلا مشرف خواهیم شد.
چرا اینگونه به نظر میرسد که چند سال اخیر است که این امر رواج یافته است؟
در دوره صدام و حزب بعث نمیگذاشتند پیاده روی صورت بگیرد که با از بین رفتن حزب بعث و آزادی مردم عراق از خفقان موجود در کشورشان این حرکت عظیم و حماسه با شکوه اوج گرفت که این نیز از نشانه های ظهور صغراست.
از ویژگیهای منحصر به فرد این پیاده روی برایمان بگویید؟
از چیزهایی که این حماسه را بی نظیر میکند، ویژگیهای آن است، در حالی که مانند حج یک فریضه نیست. نه از جای خاصی فراخوان داده میشود و نه امکاناتی رفاهی مانند شهر مکه در اختیار زائران است؛ و در عین حال میبینیم که نزدیک به بیست میلیون شرکت کننده در آن شرکت میکنند و این همان حدیث گرانقدر از پیامبر اکرم (ص) است که میفرمایند.
قال رسول الله (ع) : «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً» شهادت امام حسین علیه السلام در دلهای افراد با ایمان آتش و حرارتی ایجاد میکند که هرگز خاموش نخواهد شد.
(مستدرک الوسائل، ج 10 ص 318).
در این پیاده روی با صحنههایی روبرو میشوید که در هیچ مراسم و مناسکی مشاهده نمیکنیم. اینگونه پذیرایی کردن از زائران که میبینید التماس میکنند تا از پذیرایی آنها استفاده کنید، افرادی که کفشها را واکس میزنند، پاشویه میکنند و یا با دست و دستگاه مشت و مال میدهند، هیچ کدام در هیچ جای دیگر قابل مشاهده نیست. این یک معجزه است که بعد از چند قرن این چنین این عشق هر روز بیشتر میشود.
امام صادق (ع) درباره ثواب زیارت امام حسین (ع) با پای پیاده میفرمایند: کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) برود، خداوند به هر قدمی که برمیدارد یک حج مقبول برایش نوشته و یک گناه از او محو میفرماید و یک درجه مرتبهاش را بالا میبرد.
حج و زیارت کاروانهای آزاد را غیر قانونی اعلام کرده است، کاروانهای شما مورد تایید حج و زیارت هستند؟
مسئولین محترم سازمان حج و زیارت حق دارند، آنها نگران بحث امنیت و کنترل این پیاده روی بزرگ هستند. میخواهند در جریان باشند که چه کسی مسئول کاروان است، چه کسانی مسافر هستند، وضع تدارکات کاروان به نحو مطلوب باشد و بسیار موارد دیگر.
اما این امر نباید مانع اعزام نهادهای مردمی شود. برای کاروان ما نیز سازمان حج و زیارت اطلاعیه ای دادند که بنده جلسه ای را با آقای اخوان مدیریت قبلی برگزار کردیم و سوء تفاهمهای دو طرف برطرف شد و اعلام حمایت کردند.
البته با تغییر در این سازمان توفیق همکاری دست نداد و ما مجدد رایزنیها را با آقای نظافتی مدیر جدید شروع کردهایم، با ارسال نماینده، نامه و همچنین درخواست ملاقات با ایشان. البته بنده رویکرد مدیر کل عتبات نسبت به پیاده روی را مثبت ارزیابی میکنم که انشالله در سالهای آینده به همکاری و تعامل سازنده تبدیل خواهد شد.
از نظر امنیتی، این سفر را مطمئن میدانید؟
زیارت امام حسین (ع) با دیگر زیارتها بسیار متفاوت است، تنها زیارتی است که میگویند برای رفتنش پول قرض بگیرید، اگر خطر جانی داشت هم بروید، به نظر بنده در این سفر امنیت لازمه سفر نیست، ما داریم میرویم حماسه ایجاد کنیم، همانگونه که رزمندگان حماسه ایجاد کردند و برای ایجاد حماسه به امنیت نیاز نیست.
دشمن نیز از همین موضوع هراس دارد، گسترش این پیاده روی و این حماسه است که دشمن را به این وا میدارد که تهدید کند تا بلکه از شرکت کنندگان کم شود، اما میبینیم که پیاده روی اربعین روز به روز پر رنگتر و همه گیرتر میشود.
از ویژگیهای منحصر به فرد پیاده روی برایمان بگویید؟
از جمله فواید پیاده روی تألیف قلوب مؤمنین است، دیدن صحنه های بی نظیر همراهی و کمک در پیاده روی از این جمله است.
نزدیک شدن مردم ایران و عراق که با حیله دشمن در جنگ تحمیلی از فرزندان یکدیگر کشتند و این دشمنی ایجاد شده بود، در این پیاده روی کمرنگ میشود. ما نیز باید با نگاه هم دلی برویم تا فاصلهها کم شود.
همچنین آمادگی جسمانی زائر و تحمل سختیهای راه است که خیر و برکات بسیاری دارد. ما باید تمام سال زحمت بکشیم و برای پیاده روی اربعین آماده شویم.
پیاده روی اربعین آثار و برکات فردی و به خصوص اجتماعی بسیاری دارند، که باید منتظر باشیم و آنها را ببینیم.
در این پیاده روی فواید بسیاری نهفته است، پیاده روی با شناخت و معرفت کافی، در حالی که نهایتاً به یک زیارت سیر تمام نمیشود و اکثرا زائران اربعین حسینی از دور و رو به حرم سیدالشهدا ندای «لبیک یا حسین» سر میدهند و باز میگردند، مطمئناً تأثیرات بسیاری را برای شرکت کنندگان و عموم جامعه مسلمان و شیعه خواهد داشت.
فال خوب یا بد
فال
الفَألُ حَقّ وَ الطّيَرَةُ لَيسَت بِحَقّ فال حق است طیره درست نیست کلمه فال به معنای سخن نیکویی است که مریض میشنود و امید به خوب شدن به او داده شود و خوشحال میشود و طیره ضد معنای فال دارد (لسان العرب ابن منظورج۴ص۵۱۱) فال گرفتن از دیر باز در ملل مختلف وجود داشته و دارد چون عربها بادیدن پرنده فال میگرفتند به آن تطیر یا طیره گفته میشود اما فال در جنبه مثبت و طیره در جنبه منفی استفاده میشود ازآنجایی که برای انجام هرکار ی نگاه مثبت داشتن به آن باعث انگیزه و امیدواری میشود سختی ها را قابل تحمل میکندونگاه منفی داشتن باعث نا امیدی می گردد دین اسلام نیز فال(نگاه مثبت داشتن)را تائید کرده است وطیره(نگاه منفی داشتن)را رد کرده است لذا گفته شده پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و سلم فال را تایید و طیره را رد کرده است (لسان العرب ج۴ص۵۱۱) البته این سخن به معنای تاثیر آنها در سرنوشت انسان نیست بلکه اثرروحی و روانی است که فرد برای خودش انگیزه ایجاد میکند و به انجام کار امیدوار میشودیا نا امید میگردد انبیا گفتند فال زشت و بد از میان جانتان دارد مدد ای که نصح ناصحان را نشنوی فال بد با تست هر جا میروی راه رهایی از فال بد ۱_توجه نکردن قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ علیه السلام: «الطِّیَرَةُ عَلی مَا تَجْعَلُهَا، إِنْ هَوَّنْتَهَا تَهَوَّنَتْ، وَإِنْ شَدَّدْتَهَا تَشَدَّدَتْ، وَإِنْ لَمْ تَجْعَلْهَا شَیْئا لَمْ تَکُنْ شَیْئا(کافی ج۱۵ص۴۷۰) امام صادق(ع) میفرماید: «اثر فال بد؛ به همان اندازه است که آنرا میپذیری، اگر آنرا سبک بگیری کم اثر و آسان خواهد بود، و اگر آن را محکم و سخت بگیری اثر آن قوی و اگر به آن اعتنا نکنی هیچ اثری نخواهد داشت» ۲_توکل به خداوند متعال قال رسول اللّهِ صلی الله علیه و آله: کَفَّارَةُ الطِّیَرَةِ التَّوَکُّلُ».(کافی ج۱۵ص۴۷۰) ممکن است مراداز کفاره فال بد توکل به خداوند است این باشد که توکل به خداوند متعال باعث میشود حالت نا امیدی که بر انسان بواسطه فال بد عارض شده است ازبین برود ۳_خواندن این دعا اللَّهُمَّ لَا طَیْرَ إِلَّا طَیْرُکَ وَ لَا ضَیْرَ إِلَّا ضَیْرُکَ وَ لَا خَیْرَ إِلَّا خَیْرُکَ وَ لَا إِلَهَ غَیْرُکَ(بحارالانوار ج۵۵ص۲۲۴) خداوندا هیچ امربدی جز به اراده تو محقق نمیشود وهیچ زیانی جز به امر تو تحقق نمی یابد وهیچ خیری نیست مگرازتو صادر میشود وجزتو خدایی نیست @aligelayri
چرا نافله ظهر و عصر بیشتر
تعداد رکعات نافله نماز ظهر و عصر بیشتر است. چرا، چون در روز مظاهر غفلت بیشتر است. لذا توجه بیشتری می خواهد. #حضرت_آیت_الله_فاضل رحمت الله علیه @aligelayri
ماه صفر
ماه صفر
هیچ سندی دال بر نحوست صفر وجود ندارد اینکه مرحوم قمی در مفاتیح و مرحوم ملکی در مراقبات می گویند از کجاست مشخص نیست شاید بخاطر رحلت نبوی و ائمه علیهمالسلام باشد اما این اتفاق یعنی رحلت ائمه علیهمالسلام در ماههای دیگرروی داده است بهتراست مؤمنان ابتدای این ماه را مثل هر ماه دیگر با صدقه دادن ودر خواست از خداوند برای رهائی از پیشامدهای ناگوار و خیر و سعادت آغاز کنند همچنین این دعا که در مفاتیح ذکر شدرا بخوانند یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ @aligelayri